شاید این عکس برای خیلی موقع پیش ها باشه. اما دیروز که اولین بار عکس رو دیدم, یاد سولماز کوچولو افتادم, چند روز پیش رفته بودم پاسداران برا تدریس خصوصی عربی, از اون خونوادهایی که اگه بستنی طلا هم باشه بدشون نمیاد به خاطر کلاسش هم که شده ازش بخورند.
سولماز کوچولو رو می گفتم, اون خونواده یه دختر هفت ساله داشتند که پاپی محترم براش یه سگ 7500دلاری خریده بود, که دختر کوچولوش باهاش بازی کنه!

بر گردیم سر این عکس, یه تحقیق چند دقیقه ای که تو فضای مجازی کردم, فهمیدم که عکس برا دو بچه افغانی مقیم ایران هستش.
جنگ و فقر بلایی سر این ملت اًورده که عزت انسانی باید حالا حالاها از خجالت روش رو از همه بپوشونه!
حال و حوصله آسیب شناسی رو ندارم و شاید یه وقتی دیگه یه چیزهایی نوشتم. ولی تا این حد بگم که اگه قرآنی نگاه می کردیم و مرز های سیاسی و قومی رو با دید توحیدی نگاه می کردیم, الان نباید موضوع و واژه "ملت" برای ما معنی داشت؛ از نظر قرآن, واژه "ملت" هیچ محلی از اعراب نداره و اون چیزی که معنی داره واژه "امت" هستش. با این حساب این گزاره که اونا افغانی هستند و ما ایرانی هستیم, و ما رو با اون ها چیکار, کاملا گزاره مزخرف و بی معنی هستش!.
کسی حق نداره با دیدن این
عکس احساساتی بشه و یا در حالت خیلی مسخره گونه اشکش در آد !!
با دیدن این عکس فقط باید کینه پیدا کرد کینه و کینه, کینه از هر زر اندوز و ستمگر و اختلاس کننده.
کینه ها را نگه داریم تا وقت ظهور. آن روز, روز مستضعفان است.
قسمت هايي از فيلم "شيش و بش" رو ديدم.
واقعاً داريم به كجا ميريم.
حالم از هر چي فيلم سينمايي طنزه به هم مي خوره.
ببخشيد اعصابم خرده


